جوجه جان جوجه جان ، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه سن داره

🐥🐣جوجو ی من🐣🐤

58-داستان های خدا(۶)

1392/2/6 0:14
نویسنده : 💚رستا💙
1,273 بازدید
اشتراک گذاری
 خدایا فقط خودت میدانی....
 
زنی با لباسهای کهنه و نگاهی مغموم، وارد خواروبار فروشی محل شد و با فروتنی از فروشنده خواست کمی خواروبار به او بدهد.
وی گفت که شوهرش بیمار است و نمی­تواند کار کند، کودکانش هم بی­ غذا مانده­ اند.
فروشنده به او بی­ اعتنایی کرد و حتی تصمیم گرفت بیرونش کند. زن نیازمند باز هم اصرار کرد. فروشنده گفت نسیه نمی­دهد.
مشتری دیگری که کنار پیشخوان ایستاده بود و گفت و گوی آن دو را می­شنید به فروشنده گفت: ببین خانم چه می­خواهد خرید او با من.
فروشنده با اکراه گفت: لازم نیست، خودم می­دهم!
- فهرست خریدت کجاست؟ آن را بگذار روی ترازو، به اندازه وزنش هر چه خواستی ببر !
زن لحظه­ای درنگ کرد و با خجالت، تکه کاغذی از کیفش درآورد و چیزی روی آن نوشت و آن را روی کفه ترازو گذاشت.
همه با تعجب دیدند که کفه ترازو پایین رفت.
خواروبار فروش باورش نمی­شد اما از سرناباوری، به گذاشتن کالا روی ترازو مشغول شد تا آنکه کفه ها با هم برابر شدند.
در این وقت؛ فروشنده با تعجب و دلخوری، تکه کاغذ را برداشت تا ببیند روی آن چه نوشته است.
روی کاغذ خبری از فهرست خرید نبود، بلکه دعای زن بود که نوشته بود:
ای خدای عزیزم! تو از نیاز من باخبری، خودت آن را برآورده کن.
 
فروشنده با حیرت کالاها را به زن داد و در جای خود مات و مبهوت نشست.
 
زن خداحافظی کرد و رفت و با خود اندیشید:
فقط خداست که می­داند وزن دعای پاک و خالص چقدر است...
 
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در انتهای کمال .بنگر که تو چگونه می افتی....

 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان ساجده
3 اردیبهشت 92 23:20
سلام عزیزم متین تو جشنواره آتلیه سها شرکت کرده اگه لطف کنید و به وبش بیاید و به آدرسی که هست برید و بهش رای بدید ممنون میشم در ضمن اگه به کوچولوی دیگه ای رای داده باشید بازم میتونید رای بدید
حمیده
4 اردیبهشت 92 0:02
خیلی قشنگ بود...


مهری
4 اردیبهشت 92 0:25
سلام رستا جون چند وقتی دسترسی به اینترنت نداشتم . خوشحالم که خودت و جوجوت خوبین


ممنون عزیزم
مامانٍ توت فرنگی
4 اردیبهشت 92 12:46
وای خیلی قشنگ بود


اره ، به من که خیلی آرامش داد....
هدیه
4 اردیبهشت 92 13:27
سلام گلم
بلا به دور انشالله حالت خوب میشه و با خیال راحت نی نی گلت رو بغل می کنی نگران نباش توکل به خدا داشته باش متن خیلی قشنگی گذاشته بودی مواظب خودتو نی نی گلت باش
عزیزم


مرسی خواهر گلم ، ممنونم از دلداریت،.....
دوست دارم
زهره
4 اردیبهشت 92 15:29
شیما
8 اردیبهشت 92 12:02
ای خدای عزیزم! تو از نیاز من باخبری، خودت آن را برآورده کن

واییییییییییییییییییییییی خدا چقدررررررررررررررر قشنگگگگگگگگگگگگگگ بودددددددددددددد


الاااااااااااااااهی ااااااااااااااامین